کارتون زیبای ناروتو کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
روزگار شاهزاده GEM TV
سریال  روزگار شاهزاده نسخه کامل
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
اسلام نه ! خدا آری !

 

 

 

بنام خداوند جان و خرد   ///   کزین برتر اندیشه بر نگذرد

اسلام نه ! خدا آری !  

درود بر هم میهنان عزیز و گرامی

اگر تن به انقلاب اسلامی دادیم و از آن حمایت کردیم ، بعلت شناخت سطحی مان مبنی بر خدائی بودن اسلام بود . در حقیقت ما در پی عدالت بودیم و میپنداشتیم که اسلام چون از سوی خداست ، پس میتواند عدالت و همه آنچه از خوبیها که به آن اتصال دارد را به ما بدهد . ولیکن با گذشت اندک زمانی از سقوط رژیم دیکتاتوری شاهنشاهی و اسقرار رژیم اسلامی ، بطور روز افزون با ددمنشی های عمال آن مواجه شدیم . این شد که ناباورانه علت اینهمه تباهی و سوء تدبیر ها را جستجو کردیم .

قرآن را دوباره خواندیم و در آن تعمق نمودیم . شوربختانه آن کتابی را که از سوی آفریدگار پاک میپنداشتیم ، حاوی همه آن دستورات رذیلانه ، دون وحشیانه ، ستیزه جویانه ، فرقه پرستانه ، ناعادلانه و همه مجوزهای خشونت باری یافتیم که متصدیان رژیم اسلامی در سازمانهای ؛ پلیس ، دستگاه قضائی ، بسیج ، سپاه ، اطلاعات ، روحانیت و بنگاههای اقتصادی ، با هزینه مردم ، بر علیه مردم ، بعمل می آورند .

کجا چنین دستورالعملهائی را میتوان به آفریدگار هستی نسبت داد . پیش از این نمونه هائی از آن دستورات را در این وبلاگ آوردم که میتوانید مطالعه کنید .

مخالفت ما با رژیم اسلامی از سر مخالفت با آفریدگار هستی نیست ، بلکه ما از سر دوستی با یزدان پاک ، با این رژیم خون آشام و ستیزه جو ، مخالفیم .

خواسته خداوند در خواسته های مخلوقاتش متجلی شده و خودش سخنگو نیست . بنابراین ؛ دموکراسی و دخالت مستقیم و مستمر عموم مردم در حاکمیت ملی ، یعنی حکومت خدا در همان سرزمین است .

چه مضحک است که ستیزه جویان ، مردم ما را به جنگ با خدا متهم میکنند . ما نه تنها با آفریدگار هستی نزاعی نداریم بلکه پیگیر خواسته های او هستیم . ما نه تنها اهل فساد نیستیم بلکه مخالف با فسادهائی هستیم که شما فرقه پرستان در کشور و دنیا براه انداخته اید .

شما مخاطبان گرامی اگر آقای سازگارا ، آقای گنجی و یا آقای نوری زاده را میبینید ، به ایشان بگوئید ؛ الگوی انقلاب سبز ایران با هیچ الگوی جهانی قابل قیاس نیست و ما هنوز در مرحله مشروعیت زدائی هستیم و تا کنون پیشرفت قابل ملاحظه ای در این فاز نداشتیم . در مبارزه با دیکتاتوری دینی ، آنهم دینی که به هیچ وجه اصالت ندارد ، گام مهم و نخست که شاید همین گام نخستین برای تمام کردن کار آن کافی باشد ، مشروعیت زدائی است . مشروعیت زدائی اگر بطور مستدل و وسیع بصورت محاوره های حضوری انجام گیرد ، قشر حامی آن از اطرافش پراکنده میشود و فقط همان چند نفر دژخیم باقی میمانند .

استفاده از کلمات بظاهر توهین آمیز ، بعلت وسعت و شدت رنجهائی است که به اسم خدا بر ما وارد میشود و هنوز بیش از این ها جا دارد .

در خاتمه باید بگویم ؛ هیچکس بطور اتفاقی دستگیر ، مضروب و کشته نمیشود و یا بالای دار نمیرود . بلکه آن پاکانی که به چنین جایگاههای رفیعی دست پیدا میکنند ، بی خبرانه به این وادی پای ننهادند . این پاکبازان ، به مرتبه عالی خود شناسی و خود دوستی که همان نوعدوستی و جهان دوستیست رسیده اند و خواسته آفرینش را در خواسته همگان یافتند .  

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند

روبه صفتان زشت خو را نکشند

امیدوارم ، روز 22 بهمن 88 صدای حق طلبی مردم پاک ایران زمین شنیده شود و هیچ اتفاق ناگواری رخ ندهد .

شادمان باشید و سرافراز

قانون!

 

 

قانون !

بنام خداوند جان و خرد   ///   کزین برتر اندیشه بر نگذرد

درود بر هم میهنان عزیز و گرامی

قانون یک قرارداد اجتماعیست و در صورتی معتبر و قابل اجراء است که مورد توافق کلیه کسانیکه مشمول آن میشوند ، قرار گیرد . زیاد بودن عده مشمولین به قانون نمیتواند مانعی در جهت به رأی عمومی گذاشتن آن باشد .

اکثریت حق ندارد ، قانونی را مطابق سلیقه و عقیده خودش بر کل جامعه تحمیل کند .

اقلیت هم چنین حقی را ندارد .

اینجا اصل همه یا هیچ حاکم است .

مشروعیت یک قرارداد اجتماعی یا همان قانون در مبحث حقوق بنیادی ، منوط به موافقت مطلق کسانی است که آن قانون به آنان سرایت میکند . ما باید در این جهت حرکت کنیم و طرحی برای داشتن چنین قوانین انسانی و معتبری داشته باشیم .

اینکه بگوئیم یا بگویند ؛ این قانون خداست ، دروغی بیش نیست و خدای آفرینش هیچ سخنی نگفته و رسول خاصی ندارد . در حقیقت رسولان خدا همان رفتارهای فطری مخلوقات او هستند که باید شناخته و پیروی شوند .

از نگاه من که یک ایدئولوژیست ( عقیده شناس یا دین پژوه ) هستم و با رفتارهای مصلحتی سیاسی ، میانه ای ندارم و صراحت و شفافیت را می پسندم ، بهترین کار برای پیشبرد امر دموکراسی ، گسترش شناخت جهان از طریق یافته های علمی و کنار نهادن خرافات بی پایه و اساسی بنام دین است . این آخرین ابزار دیکتاتوری و حتی فرا دیکتاتوری را باید از کار انداخت . تا زمانیکه من و شما ، برای ادیان اعتبار قائل هستیم ، یقیناً این فرادیکتاتوران هم پسر خاله های خدا هستند و با حضور فوج عظیم مردم غافل و حامی خرافات ، نمیتوانیم کاری از پیش ببریم .

چرا از خودمان نمیپرسیم ؛ قانونی که نتواند دنیای ما را اداره کند و در همه زمینه ها مشکل و بحران داریم ، تا چه اندازه در آخرت موفق است ؟ قانونی که اینجا مثل خر در گل مانده ، آنجا چه غلطی میتواند بکند ؟ آیا اساساً جایگاهی دارد ؟

من مخالف کنشهای مدنی مانند اعتراضات مسالمت آمیز نیستم ولیکن ترجیح میدهم ابتداء با روشنگری و گفتگوی وسیع عدالتخواهان با همه اقشار جامعه ، افزایش اطلاعات جهان بینی و کاستن از نیروهای بی خبر یا سودجوی حامی دیکتاتوری ، زمینه مساعد را برای حرکتهای مدنی مسالمت جویانه ، آماده سازیم و از مسالمت شروع و با مسالمت خاتمه دهیم . کاری که خودم انجام میدهم ؛ حتی با حامیان دیکتاتوری در محیط حقیقی بطریق مسالمت آمیز صحبت میکنم و اثرات مطلوب آنرا مشاده مینمایم . صحبت کردن با اهل محل ولو مخالف بعلت روابط پیشین ، کار بسیار آسان ، بی خطر و مفیدیست .

مگر حرکتهای شما برای زندگی آزاد و پاک ، نیست ؟ پس چرا خودتان را در معرض آزارهای دون وحشیانه دژخیمان اسلامی قرار میدهید ؟ این حرکتها به مرگ منتهی میشود نه به زندگی ! اصلاً بدنه اصلی جامعه هنوز درک درستی از حرکت آزادیخواهانه ندارد و به بازی گرفته نشده .

این موضوع که مبارزه کردن هزینه دارد را قبول دارم ولی نباید با جان مردم بازی کنیم . آنطرف قضیه مشتی وحشی ، گماشته ، دژخیم و میرغضب ، به نامهای پلیس ، قاضی ، مفتی ، بسیجی ، اطلاعاتی و پاسدار ، با قانون دون انسانی توهم آمیز اسلامی ، ایستاده اند و مطابق گفته های خودشان ، خدایشان مکار و فریبکار است ، از آنها چه توقعی دارید ؟ خود را در معرض وحشیگری های اینان قرار ندهیم و نگذاریم که سلاحشان را بر علیه ما بکار گیرند . مبارزه ما باید طوری باشد که اینها را دور بزنیم و تا میتوانیم بخشهائی از آن نیروها را با خودمان همراه سازیم و این فکر را که ؛ آنها براه نمی آیند ، را به کناری بگذاریم . هرچه باشد آنها هم فطرت انسانی دارند و میشود که بیدارشان کرد و یا حداقل از اطراف دیکتاتور پراکنده نمود .

مبارزه موفق و مطلوب با یک بیماری ، مرگ نیست بلکه بهبودی و شفاست .

چرا باید فکر کنیم ؛ مبارزات آزادیخواهانه حتماً باید هزینه جانی داشته باشد ؟ وقتی بتوانیم با گسترش گفتمانها و تقویت هسته های ساده محلی ، حقایق را برای جمعیت وسیعی روشن کنیم ، در آنصورت نیروی چندانی برای این فرادیکتاتور باقی نمیماند و میزان هزینه ها هم بشدت کاهش می یابد . ما علاقه داریم که ؛ پس از بدست آوردن آزادی در کنار مبارزان اصلی این حرکت انسانی ، زندگی کنیم و نه اینکه ایشانرا بدست دژخیمان و سپس به خاک بسپاریم و مثلاً زنده باشیم . این زندگی بدون آن عزیزان و مبارزان ، هیچ حلاوت و مطلوبیتی ندارد و دلچسب نیست .

قشر معترض به دیکتاتوری میتواند در عرصه های فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و حتی سیاسی ، با رفتارهای خودش ، بدون لشگر کشی ، آنرا بزانو در آورد . منظور همان نافرمانی های بدون رد پا است .

ما باید خودمان را برای جامعه ای آزاد که هرنوع عقیده ای بتواند خود را ابراز کنند ، آماده کنیم و این آمادگی را باید از هم اکنون آغاز کنیم و شاید هم کمی دیر شده باشد .

یادآوری یک نکته لازم است و آن اینکه ؛ اسلام همان است که جنتی در نماز جمعه این هفته ( نهم بهمن ماه 1388 ) تهران گفته . یعنی این مفتیان و کاهنان توهم گرای اسلامی ، خواستار مرگ مردم هستند و برای اجرای خواسته های خودشان ، یک کتاب ضد بشری و ضد خدائی ، بنام قرآن دارند و آنرا وحی آسمانی میپندارند و میخواهند مطابق با آن نسخه جهالت ، عمل کنند و میکنند .

تکلیف ملی امروز ، پرهیز از هر کاری است که دانسته یا نا دانسته بطور مستقیم یا غیر مستقیم به دیکتاتوری کمک میکند . پس دقت در هر کاری لازم است .

تلاش ما ، تدوین و تصویب قوانینی است که مورد قبول همگان باشد نه فقط یک قشر ، آنهم فرقه پرست .

کدام خدا ؟

 

 

کدام خدا ؟

درود بر هم میهنان عزیز و گرامی

تنها و تنها آن خدائی قابل تحمل و شاید قابل پذیرفتن و شاید دوست داشتن باشد که پیام و دستوراتش به روز ، قابل درک، غیر قابل تفسیر و بی نیاز به تفسیر باشد و جایگاهش توسط هر کس و نا کسی اشغال نشود و نیازی به وکیل و وصی نداشته باشد . 

 

من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم  

که گاهگاه براو دست اهرمن باشد  

 

آری حکیم آفرینش تا کنون سخنی نگفته و کتابی نفرستاده  

اینرا برای دفاع از خدا نمیگویم بلکه برای این میگویم که بابت پذیرش این خرافه تاریخی ، چه رنجهائی که متحمل نشدیم و چه اراذلی که به اسم خدا بر ما حکومت نکردند . 

 

شادمان باشید که آفریننده جهان اینرا برای مخلوقاتش رقم زده .

دین و سیاست

 

 

بنام خداوند جان و خرد   ///   کزین برتر اندیشه بر نگذرد

درود بر هم میهنان عزیز و گرامی

دین و سیاست   

هرچند که دین بطور کلی با گسترش شناخت علمی و عقلائی جهان آفرینش رد شده ، ولیکن تا زمانیکه این یقین به عموم مردم نرسیده ، هیچ اصرار و فشاری برای ترک آداب شخصی مربوط به ادیان ، وجود ندارد .

اما بعلت تعدد فرقه های دینی و مذهبی و نیز عدم حضور هیچ فرد مدعی نبوت و همچنین عدم استمرار وحی ، هیچ دینی بر سایر ادیان برتری و تقدم ندارد .

ممکن است پیروان یک فرقه دینی در یک سرزمین و محدوده جغرافیائی ، خودشان را بطور مطلق برحق بدانند و برای ادعای خودشان ، هزار و یک دلیل بیاورند . ولی اینرا باید بدانند که فرقه های دینی رقیبشان حتماً دوهزار و دو دلیل بر رد حقانیت ایشان خواهند آورد . با آنهمه دلایل و ساختار عقیدتی که یک فرقه برای خودش میسازد و خود را محق و مطلق میپندارد ، تا کنون هیچگونه هجومی برای تغییر دین دیده نشده و هر طایفه ای تقریباً بر همان اعتقادات آباء و اجدادی باقی مانده و بر آن تعصب ورزید .

در شرایط خاصی با دادن وعده و وعید و امتیازات مالی و استفاده از روشهای تلقین ، تداعی و تکرار ، میتوان جمعیتی خوش باور را برای مدت کوتاهی بدور پرچم یک فرقه مذهبی بعنوان سیاهی لشگر و چماقدار جمع نمود .

میخواهم بگویم ؛ اگر یهودی ، بهائی ، سنی و مسیحی ، بد هستند ، به همان اندازه و بلکه بیشتر ، فرقه ای از تشیع که حاکم هستند ، بد هستند .

اگر این فرقه مصباح و جنتی و خامنه ای ، خوب هست ، پس آن فرقه های دینی که در بالا ذکر کردم هم خوب هستند .

جای بسی تعجب دارد که افراد یک فرقه دینی ، خودشان را حق مطلق بپندارند و بقیه ها را باطل بدانند . این درست در حالیست که سایر فرقه ها هم نسبت به غیر خودی ها همینطور فکر میکنند و خودشانرا مطلق می انگارند . این مطلق انگاری و جزم اندیشی از هر بمب اتمی خطرناکتر است .

در نگاه آشنا ، نگاهی که در این وبلاگ مینویسد و برای شما پیام میفرستد ،  ادیان بطور مساوی در محدوده شخصی آزاد هستند ولی قانون ، حکومت و نظارت مستمر ملی را صندوق رأی تعیین میکند .

حکومت اسلامی ایران بلحاظ سوابق سوئی که در اداره کشور داشته و رفتارهای دون وحشیانه ای که با مردم داشته ، بکلی اندک اعتبار خودش را از دست داده و گامهای اول سقوط را با خواست خودش ، برداشته و این حرکت رو به سقطوش به علت ادامه سوء رفتار ، به پله غیر قابل بازگشت ، رسیده و تنها چیزی که بعداً معلوم میشود نحوه سقوط کامل است ، نه خود سقوط .

شادمان باشید

مجوزهای ترور

 

 

بنام خداوند جان و خرد   ///   کزین برتر اندیشه بر نگذرد

درود بر هم میهنان عزیز و گرامی

مجوزهای ترور  

وقتی نگاهها متوجه تعدیات و خشونتهای رژیم اسلامی میشوند و ملتها ، وحشیگری های این فرقه ضاله را میبینند ، ستیزه جویان تمامیت خواه ، پوست می اندازند و پوست تازه ای بر تن میکشند و اعمال دوگانه ای را بر علیه آزادی ، انسانیت ، عدالت ، حق طلبی و دموکراسی آغاز میکنند . از یکسو با فراخواندن چهره هائی از معترضین ، حاضر به شنیدن انتقادات میشوند و از سوئی دیگر دست به آدمکشی مخفیانه میزنند . شاید گمان کنند که چهره ظاهر مثلاً انتقاد پذیری شان میتواند بر آن اعمال تروریستی سرپوش بگذارد و باین ترتیب میخواهند کنش اصلی خودشان به معنی حذف اندیشه های پاک را در پشت چهره انتقاد پذیری ، مخفی نگهداشته باشند و بموقع فرافکنی کنند .

ولیکن به لطف مظالمی که در این سی و یک ساله بر این مردم در بند کشیده شده ، گذشته ، بقدر کافی از تراژدی ضد خدائی و ضد بشری قرآنی آنها با خبر هستیم .

ذیلاً عباراتی از قرآن را برای شما آورده ام که نشان میدهد فرقه مسلمان مجاز به کشتن و حتی مخفی کشی مخالفین خودش هست . آری درست همان کتابی که شما فکر میکنید از سوی خدا صادر شده ، بر علیه مخلوقات خدا و فقط به نفع جمعیتی خاص ، حکم صادر میکند . درست همان کاری را که القاعده و طالبان انجام میدهند ولی در اینجا با دستهائی باز تر  امکاناتی رسمی و بیشتر ، صورت میگیرد .

احمدی نژاد در اظهار نظر خودش گفته بود ؛ ترور استاد علی محمدی به ترورهای رژیم صهیونیستی شباهت داشت . ما هم همین را میگوئیم بعلاوه اینکه میپرسیم ؛ شما با صهیونیستها چه تفاوتی دارید ؟ معلوم است که کار شما باید با کار صهیونیستها شباهت داشته باشد . آقا ، شما و صهیونیستها هر دو معتقد به خدایان واهی و غیر حقیقی هستید و شاید در کتاب شما دستورات ستیزه جویانه بیشتری دیده شود تا حدی که قرآن شما از از یهودیان همراه موسی بخاطر مسخره کردن خدای واهی موسی ، انتقاد شدید بعمل آورده ( مائده 24 ) . این جای خیلی تبریک دارد که شما در ستیزه جوئی از یهودیان و خاصه صهیونیزم گوی سبقت را ربوده اید . تا سی سال قبل شاید دغدغه مردم جهان ، صهیونیزم و بمب اتمی بود ولی امروزه به یمن قوت گرفتن آئین ضد خدائی و ضد بشری اسلام ، اسلام فرقه پرست ( فاشیزم ) خطر اول جهانی محسوب میشود . بله آقا ، مشکل شما با اسرائیل بر سر یک موضوع مشترک است که میخواهید از یکدیگر سبقت بگیرید و در حقیقت شما و اسرائیل ، رقبای ذاتی یکدیگر هستید و از یک تراژدی تبعیت میکنید . همین اشغالگری ، بیعدالتی ، حق کشی ، زندان ، شکنجه ، خفقان ،  سانسور و فیلترینگ را شما هم دارید ، آنها هم دارند . اصلاً میخواهم بدانم ؛ شما که میگوئید منطق ما خدائیست ، پس چرا از حرف زدن واهمه دارید ؟ معلوم است که منطق شما پوچ و ضد بشری و خلاف علم اخلاق است .

اصلاً چرا خواسته های اولیه مردم مبنی بر تجدید انتخابات را نپذیرفتید که به این روز بیافتید که همه آنچه را که مردم از سوی خدا میپنداشتند و شما را با آنهمه تباهی هائی که داشتید ، اندکی تحمل میکردند ، انکار کنند ؟

اما چرا ترور ؟

مگر اینها نمیگویند که قرآن کتاب خداست و ما برحقیم و خدا از ما حمایت میکند ؟

پس چرا با این منطق شان مخالفین را علناً نمیکشند و کار به مخفی کشی کشیده شده .

چون در کشتار علنی مورد نکوهش جهانیان قرار گرفتند ، حال فکر میکنند با مخفی کشی و فرافکنی ، میتوانند همان کار حذف مخالفان را با زحمت کمتری انجام دهند و حداقل تا مدتی سرنخها گم شود .

چون هرچه قاضی دادگاه ، میرغضب و گماشته باشد ، شاید در فرصتهای فراغت با خود بگوید ؛ من یک قاضی هستم و باید بی طرف باشم . اما در کار ترور ، هیچ قضاوتی در کار نیست که موجبات آبروریزی بیشتر این دستگاه کذائی را فراهم آورد .

رویهمرفته رویشان نمیشود که علناً بگویند ما مأمور کشتار مردمی هستیم که آفریدگار حقیقی هستی برایشان زندگی ، خرمی ، نشاط ، آزادی و اختیار را خواسته و تنها یا با باورهای سطحی دینی ، عدالت را میخواهند و یا با دلایل علمی ، دین را از سوی آفریدگار یگانه نمیپندارند .

بقره 190 :

وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبِّ الْمُعْتَدِینَ .

ترجمه : و در راه خدا با کسانی که با شما می‏جنگند بجنگید ولی از اندازه درنگذرید زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‏دارد .

قرآن در این عبارت پیروان خود را در مقابل جمعی دیگر قرار میدهد و حتی اعتراض ساده را بعنوان جنگ تلقی میکند . چون قبل از هر در گیری نظامی قطعاً گفتگوهای اعتراض آمیزی وجود دارد . در اینجا بازهم بخاطر ترس از افشا شدن کشتارهای وسیع ، پیروانش را از زیاده روی باز میدارد . بطور کلی زیاده روی در ذات دینداری نهفته شده .

بقره 191 :

وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّی یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِن قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذَلِکَ جَزَاء الْکَافِرِینَ .

ترجمه : و هر کجا بر ایشان دست ‏یافتید آنان را بکشید و همان گونه که شما را بیرون راندند آنان را بیرون برانید [چرا که] فتنه [=شرک] از قتل بدتر است [با این همه] در کنار مسجد الحرام با آنان جنگ مکنید مگر آنکه با شما در آن جا به جنگ درآیند پس اگر با شما جنگیدند آنان را بکشید که کیفر کافران چنین است .

در این عبارت موضوع ترور و مفخی کشی تحت عنوان « هر کجا بر ایشان دست‏ یافتید » مشاهده میشود . آری ما مردم عدالتخواه ، میخواهیم این ستمگرانی که خود را به دروغ وابسته به خدا معرفی کرده اند را بیرون کنیم و بنابراین مشمول همین آیه ستم و ترور میشویم . در این عبارت دو بار فرمان قتل صادر شده ، یکبار بصورت مخفی کشی و در انتها بصورت جنگ . آیا براستی این آئین خدائیست ؟

نساء 89 :

وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِیَاء حَتَّی یُهَاجِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِیًّا وَلاَ نَصِیرًا .

ترجمه : همان گونه که خودشان کافر شده‏اند آرزو دارند [که شما نیز] کافر شوید تا با هم برابر باشید پس زنهار از میان ایشان برای خود دوستانی اختیار مکنید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند پس اگر روی برتافتند هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان و از ایشان یار و یاوری برای خود مگیرید .

در اینجا بطور واضح ترس از اطلاع رسانی و تبلیغات مردم مسالمت جو و دموکراسی خواه ، بیان شده و این مثلاً کتاب خدا دستور صریح دستگیری و کشتن مبلغین آزادی و حقوق بشر را صادر کرده .

ما که منکر آفریدگار هستی نیستیم ولیکن این ستیزه جویان و تمامیت خواهان این مارک ناچسب را بر ما میچسبانند و در بیدادگاههایشان توجهی به حرفهای ما نمیکنند و همچنین معتقدان به آفریدگار یگانه که متوجه جعلی بودن اسلام شده اند را به مرگ محکوم میکنند و خفا میشکند ،

نساء 91 :

سَتَجِدُونَ آخَرِینَ یُرِیدُونَ أَن یَأْمَنُوکُمْ وَیَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ کُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَی الْفِتْنِةِ أُرْکِسُواْ فِیِهَا فَإِن لَّمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَیُلْقُواْ إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَیَکُفُّوَاْ أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَئِکُمْ جَعَلْنَا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِینًا .

ترجمه : به زودی گروهی دیگر را خواهید یافت که می‏خواهند از شما آسوده خاطر و از قوم خود [نیز] ایمن باشند هر بار که به فتنه بازگردانده شوند سر در آن فرو می‏برند پس اگر از شما کناره‏گیری نکردند و به شما پیشنهاد صلح نکردند و از شما دست برنداشتند هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان آنانند که ما برای شما علیه ایشان تسلطی آشکار قرار داده‏ایم .

بازهم در این عبارت همان ادعاهای باطل پیشین ، تکرار شده .

توبه 5 :

فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَخَلُّواْ سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ .

ترجمه : پس چون ماه‏های حرام سپری شد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند راه برایشان گشاده گردانید زیرا خدا آمرزنده مهربان است .

در این عبارت که از سوره توبه و در حقیقت خلاصه اسلام ، آورده شده ، میبینیم که تیغ اسلام از رو بسته شده و ابائی از مخفی کشی هم ندارد .

آیا بازهم دینی که دستور کشتار علنی و غیر علنی دگر اندیشان را صادر میکند ، از سوی آفریدگار هستی صادر شده ؟ قدری مشاهده کنیم و اندکی تأمل .

آنچه شرط بلاغ بود گفتیم .

توقع ندارم حرفهای مرا دربست بپذیرید و همین فردا انقلاب کنید . در حقیقت تا بیداری کامل مردم و دستیابی به شناخت علمی آفریدگار یگانه هستی و نفی خدایان واهی و رد همه ادعاهای تاریخی و محلی مبنی بر رسالت و بدور ریختن وقایع تاریخی و محلی با نام دین ، تلاش برای آزادی و دموکراسی ادامه می یابد . البته این یک شعار و حتی یک تبلیغ نیست چون در شرایط دیکتاتوری حاکم در هر زمان و مکانی ، خواه نا خواه ، امکان اعتراض و تداوم آن وجود دارد ولی پیروزی را با وجود خیل عظیم خوش باوران ، نمیتوان بسادگی پیش بینی کرد .

   1      2      3      4      >>